شورای موقت سوسياليست ها ی چپ ايران
تاريخ چاپ
آبان ۱۳۹۱
تاریخ روز


طرح پیشنهادی
منشور
اتحاد چپ ایران
شیدان وثیق

چرا اتحاد چپ ایران؟
چپ های ایران، در تاریخ بیش از سده ساله ی خود، به رغم کژروی ها، خطاها و کاستی ها، همواره بر ضد استبداد برای آزادی، عدالت اجتماعی و برابری مبارزه کرده اند. با وجود مبارزات پیگیر و فداکاری‌های بی شمار، چپ های ایران به دلایل مختلف از جمله پیروی از سیستم نظری و عملی مسلط بر جنبش جهانی کمونیستی یعنی «سوسیالیسم واقعا موجود» و به جهت پراکندگی، تا کنون قادر نشده  اند در تحولات سیاسی کشور و دفاع از جنبش های اجتماعی و کارگری نقشی برجسته ایفا کنند. در پاسخ به چنین ضرورت و نیازی یعنی دفاع از آزادی، جمهوری، دموکراسی و جدایی دولت و دین و هم چنین دفاع از عدالت اجتماعی، برابری و سوسیالیسم، در هم راهی و هم کوشی با جنبش های سیاسی- اجتماعی و در پشتیبانی از منافع و مطالبات زحمتکشان کشور، اتحاد چپ ایران از وحدت سه سازمان سیاسی چپ (۱) و بخشی از کنشگران چپ در کنگره ای مؤسس به تاریخ .... تشکیل گردید.
در گسست از دو میراث چپ
اتحاد چپ ایران وارث نزدیک به دو سده جنبش جهانی کارگری و سوسیالیستی است. بخشی بزرگ از این تاریخ، آزمونی اجتماعی است که بیش از هفتاد سال به نام سوسیالیسم و کمونیسم در بخشی از جهان، از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ تا فروپاشی سوسیالیسم واقعاً موجود در دهه ۱۹۸۰، جریان داشته و مهر و نشان خود را بر اندیشه و عمل چپ ایران نیز زده است. "سوسیالیسم"، در این تجربه، به طور عمده مترادف با سیستمی شد که در اتحاد شوروی حاکم گشت. در چارجوب آن، سوسیالیسم که در حقیقت مشارکت آزاد انسان ها در برابری و خودگردانی است، در عمل با سلطه و استبداد اقلیتی حاکم بر مردم، طبقه کارگر و زحمتکشان مترادف شد. به جای مالکیت اشتراکی، مالکیت و سرمایه داری دولتی برقرار شدند. به جای آزادی و دموکراسی، دولتی توتالیتر و بوروکراسی ای بی مانند بر جامعه حاکم گردید.
به نام حکومت کارگری، دیکتاتوری فراگیر ‌حزب-‌ ‌دولت و سلطه‌ی ایدئولوژیک و پلیسی آن بر کارگران و تمامی جامعه با شدید ترین شیوه ها به کار برده شد. از سوی دیگر، و این بار در کشورهای دموکراتیک غربی، بخشی دیگر از چپ سوسیالیستی راه سوسیال دموکراسی را در پیش می گیرد. این چپ، از ابتدای شکل گیری اش در نیمه ی دوم سده هیجده تا امروز، در همه جا نقش و رسالت مدیریت اجتماعی امور سیستم سرمایه داری را بر عهده گرفته است و پاسداری و ترمیم آن را بی پروا بر دوش می گیرد. این چپ امروزه آرمان های رهایی خواهانه و ضدسرمایه داری را به طور کامل کنار گذارده است. اتحاد چپ ایران در نقد و نفی این دو "سوسیالیسم" و در گسست از آن ها شکل گرفته است.
برای کدام سوسیالیسم ؟
«سوسیالیسم»، آن گونه که اتحاد چپ ایران می انگارد و برای تحقق آن مبارزه می کند، رهایی واقعی انسان از طریق امحای مناسبات سرمایه داری است. این امر اما، تنها از طریق مبارزه ی مستقیم خود مردم تحت ستم سرمایه، از طریق جنبش های اجتماعی و طبقاتی آن ها میسر است. رهایی زحمتکشان، کار مستقیم و بلاواسطه خود زحمتکشان است. هیچ منجی یا منجیانی و هیچ گروه، سازمان و حزبی نمی تواند به جای آنان و به نام آنان یا به نمایندگی از آنان عمل کندو آن ها را "رها" سازد. جنبش برای سوسیالیسم به دیده ی ما، مجموعه ای است از اشکال گوناگون مبارزات جمعی و فعالیت های مشارکتی مردم، در آزادی، برابری و مشارکت با هم، برای تأمین خواست های مشترک خود، برای از میان بردن نابرابری‌ها و سلطه‌های گوناگون، به ویژه سه سلطه‌ - ستم اصلی دوران ما یعنی سلطه-ستم سرمایه و مالکیتِ خصوصی؛ سلطه-ستم دولت چون حاکمیتی جدا از و حاکم بر مردم و سلطه-ستم ناشی از نابرابری ها در عرصه های گوناگون سیاسی، اقتصادی و اجتماعی. جنبش سوسیالیستی، سرانجام، فرایندی است اجتماعی و مبارزاتی برای استقرار آگاهانه ی آن چنان مناسباتی سیاسی و اجتماعی که در آن انسان های مشارکتی به طور بلاواسطه و مستقیم اداره ی امور خود را به دست گیرند، سوسیالیسم برای ما در در یک کلام آنی است که "به جای جامعه کهن بورژوازی، با طبقات و تناقظات طبقاتی اش، اجتماعی از افراد در مشارکت با هم عروج نماید که در آن تکامل آزادانه هر فرد شرط تکامل آزادنه همگان باشد"(۲).
سه سلطه تبیین کننده جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی در ایران نظامی است استبدای و دینی. ماهیت آن را سه سلطه اصلی تبیین می کنند: سلطه دولتِ ضد دموکرتیک و متمرکز، سلطه دستگاه دین و روحانیت و سلطه مناسبات سرمایه داری در اقتصاد.
- دستگاه دولت در ایران همواره در درازای تاریخ خصلتی تمرکزگرا، اقتدارگرا، استبدادی و فعال مایشا داشته است. جمهوری اسلامی آن را حفظ، تشدید و کامل می کند. دشمنی با حقوق بشر، ضدیت با آزادی و تنفر از دموکراسی سه اصل بنیادین جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند. اتکای دولت در ایران به رانت نفتی و نیروی انتظامی، این دو ستون اصلی اقتدار و استبداد، همواره شرایط اِعمال سلطه ی کامل بر جامعه توسط دولت را فراهم کرده اند. دولت متمرکر در ایران، با آغاز استبداد پهلوی، دست به تبعیض و ستم بر ملیت ها و اقوام می زند. جمهوری اسلامی این خصلت ضد ملیتی دولت مقتدر تمرکزگرا در ایران را با خشن ترین شیوه ها ادامه می دهد. ملیت‌ها و اقوام مختلف ساکن ایران همواره از حق مسلم خود بر مشارکتِ دموکراتیک در امور خود توسط دولت مرکزی سلب شده‌اند.
- سلطه دین و روحانیت در ایران در قانون اساسی جمهوری اسلامی، در ولایت فقیه، در اقتدار روحانیت، نهاد ها و بنیادهای آن، در قوه ی قضاییه مجری احکام شریعت از جمله حدود و مقررات جزایی اسلام، در مجلس اسلامی قانون گذار طبق احکام دین، در رئیس جمهور پاسدار مذهب رسمی و مروج دین، در نیروهای انتظامی نگهبان نظام و اخلاقیات دین... تبلور پیدا می کند. رژیم ایران به تمام معنا تئوکراتیک است. با این ویژگی که دین سالاری جمهوری اسلامی از همان ابتدا تمام ابزارهای دموکراسی نمایندگی چون مجلس، ریاست جمهور، انتخابات، شوراها و حتا نام «جمهوری» را با جعل و تهی کردن آن ها از هر مضمون حقیقی شان برای حفظ خود در مشروعیت مردمی دادن به خود به کار می گیرد.
- مناسبات سرمایه داری در جمهوری اسلامی پیوسته استمرار داشته و عمل کرده است. سرمایه داران، در مناسباتی تنگاتنگ با نهادهای دولتی و امنیتی و بنیادها، استثمار نیروی کار در پهنه ی تولید را اِعمال می کنند. ویژگی مناسبات سرمایه داری در ایران، افزون بر خصلت مشترک هر سرمایه داری در استثمار نیروی کار و تصاحب مازاد حاصله از کار کارگر به نفع سرمایه و سودافزایی آن در اشکال مختلف، در این است که همواره در تبانی با دولت، دشمن سر سخت هر گونه سندیکالیسم یا تشکل مستقل کارگری، هر گونه دخالت گری مستقل کارگران بر امور مربوط به کار، قانون کار، تولید، کنترل تولید و اقتصاد است. سرکوب اعتصاب ها و اعتراض های کارگری، بازداشت و زندانی کردن کارگران، نماینده های منتخب آن ها و فعالان کارگری و خشن ترین برخورد با تشکل های خود جوش و مستقل کارگری... بیان گر سلطه ای است که سرمایه داران و دولبت حامی آن ها به منظور حفظ منافع و سیستم خود بر کارگران اعمال می کنند.
تضادهای اجتماعی در جمهوری اسلامی
نظام جمهوری اسلامی طی حیاتِ تا کنونی خود اختلاف ها و تضادهای اجتماعی در ایران را تشدید کرده و در پهنه ی جامعه گسترش داده است. تضاد طبقاتی - به طور ویژه تضاد میان کار و سرمایه یا تضاد بین کارگران و سرمایه داران در میدان تولید - یکی از تضاد های اساسی و بنیادین از میان تضادهای پرشمار اجتماعی به شمار می آید اما تنها تضاد اجتماعی تعیین کننده نیست. با استقرار جمهوری اسلامی در ایران، افزون بر استمرار و تشدید تضادهایی که در نظام سلطنتی پیشین عمل می کردند، چون تضاد مردم با دیکتاتوری، تضاد کارگران با صاحبان نیروی کار، تضاد ملییتی و قومیتی علیه ستم دولت مرکزی و غیره، تضادهایی جدید نیز سر برمی آورند. ویژگی اصلی این ها ریشه در خصلت دین سالاری نظام مستقر پس از انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۱۳۵۷ دارد. از آن جمله اند: تضاد اقشار مدرن با دولت ضد دموکراتیک، زنان با سیستم دینی- فرهنگی حاکمِ مردسالار و زن ستیز، نیروهای خواهان جدایی دولت و دین با دین سالاری، ملیت های ایران با سلطه تبعیض آمیز دولت متمرکز. در راستای این تضادها می توان از سه جنبش اصلی در جامعه ی کنونی ایران نام برد.
جنبش زنان و جامعه مدنی
جنبش های زنان و جامعه مدنی متشکل از فعالان اجتماعی در میان زنان و اقشار مدرن جامعه چون دانشجویان، روشنفکران، هنرمندان، نویسندگان، روزنامه نگاران، فرهنگیان... خواهان آزادی و دموکراسی اند. مخالف تبعیض به ویژه از نوع جنسیتی اند. اینان در برابر دولتی ضد دموکراتیک و مذهبی قرار می گیرند که با برابری زنان و مردان در زمینه های مختلف حقوقی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی ضدیتی بنیادین دارد. مساله مرکزی در این میدان مقاومت و مبارزه اجتماعی، مساله دموکراسی و جدایی دولت و دین است که حقوق بشر، آزادی های مدنی برابری زنان و مردان شرط وجودی آن هایند.
جنبش کارگری
جنبش کارگری در برابر سلطه ی سرمایه و مناسبات آن قرار دارد. جنبش کارگران ایران که بیش از سی در صد جمعیت شاغل کشور را تشکیل می دهند، با وجود سابقه ی تاریخی طولانی از اوایل سده بیستم، اما هم چنان به طور عمده در چهارچوب خواسته های اقتصادی و معیشتی باقی مانده است. اعتراض و مبارزه علیه بیکاری، قراردادهای موقت و اسارت بار، بی ثباتی و عدم امنیت شغلی، شرایط سخت کار و بی/کم حقوقی... مضمون اصلی و کلان جنبش های کارگری امروزی اند. با این وجود اما فعالان پیشرو کارگری برای خواسته هایی سیاسی، تلاش و مبارزه می کنند. چون حق ایجاد تشکل های آزاد و مستقل کارگری، حق اعتصاب و آزادی بیان، نشر، تجمع، راه پیمایی، تحصن و غیره.
جنبش ملیت ها
جنبش دموکراتیک ملیت ها در برابر سلطه ی دولت متمرکزی قرار دارد که به سرکوب خواسته های دموکراتیک ملیت های ساکن ایران می پردازد. این جنبش خواهان حقوق برابر این ملیت ها اعم از فارس، ترک، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن و هم چنین اقوام و اقلیت های زبانی و فرهنگی در همه ی عرصه های ملی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. فعالان این جنبش برای عدم تمرکز قدرت در اداره‌ی کشور مبارزه می کنند.
اتحاد چپ ایران برای چه مبارزه می کند؟
اتحاد چپ ایران به آزادی، جمهوری، دموکراسی، عدالت اجتماعی، جدای دولت و دین، برابری و سوسیالیسم اعتقاد دارد و برای تحقق آن ها در ایران مبارزه می کند. آزادی با عدالت اجتماعی و سوسیالیسم با دمکراسی پیوندی ژرف و ناگسستنی دارند. دفاع از حقوق‌ بشر و مبارزه با هر گونه‌ ستم‌ و تبعیض از جمله ملى‌، طبقاتى‌، جنسیتى‌، نژادى‌، مذهبى‌ و عقیدتى‌ معنای وجودی و تکلیف همیشگی اتحاد چپ ایران را تشکیل می دهند.
اتحاد چپ ایران، هم راه و هم سو با جنبش های اجتماعی، در شرایط کنونی کشور ما و جهان، برای تحقق اهداف زیر تلاش و مبارزه می کند:
۱- سرنگونی جمهوری اسلامی و برآمدن یک جمهوری آزاد، دموکراتیک، مستقل و مبتنی بر جدایی دولت و دین در ایران.
۲- برقراری دموکراسی در ایران که امروزه در شکل دموکراسی نمایندگی از طریق انتخابات آزاد و همگانی با رأی مخفی، برابر و مستقیم شهروندان؛ مجلس؛ حکومت قانون و تفکیک و استقلال چهار قوای اجرایی، مقننه، قضایی و مطبوعات (رسانه های جمعی و مجازی) تبیین می شود. اتحاد چپ ایران اما، در ضمن دفاع از دموکراسی نمایندگی و مبارزه برای تحقق آن در ایران، در عین حال نیز برای گسترش و تعمیق حکومت مردم بر مردم یا دموکراسی مشارکتی مبارزه می کند: از طریق تصاحب اداره ی امور مشترک خود توسط مردم؛ مشارکت مستقیم آن ها در تصمیم گیری ها از کوچک تا کلان و مداخله‌گری بلاواسطه مردم در همه ی امور جامعه و در شکل های مختلف در آزادی، برابری، خودگردانی و خودمدیریتی.
۳- برابری زنان و مردان و حقوق برابر آنان در همۀ عرصه های زندگی اجتماعی یه ویژه در نهادهای سیاسی، اجرائی و قانون گذاری.
۴- برابری ملیت های مختلف ایران در بهره وری از امکانات و ثروت های مادی و معنوی. برابری تمام افراد جامعه در برابر قانون و برخورداری برابر آن ها از حقوق فردی و اجتماعی، مستقل از جنسیّت، قومیّت، ملیت، اصل و نسب، زبان و کیش و مسلک.
۵- آزادی های فردی، از جمله آزادی گزینش شیوۀ زندگی، آرایش، پوشش و رفت و آمد؛ آزادی‌های مدنی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی چون آزادی اندیشه، بیان و قلم؛ آزادی مذهب؛ آزادی نشر و مطبوعات؛ آزادی تشکیل سندیکاهای کارگری و اتحادیه های صنفی، انجمن ها، احزاب و سازمان های سیاسی. آزادی اعتصاب و تظاهرات.
۶- مبارزه‌ علیه مناسبات سرمایه‌داری و پیامدهای ضد اجتماعی، ضد انسانی و ضد محیط زیستی آن. مبارزه‌ برای عدالت اجتماعی و گسترش آن. اتحاد چپ ایران وظیفه دارد هم راه با نقد مناسبات سرمایه داری و نشان دادن تناقضات درونی و ماهیت استثماری و ضد بشری این نظام، در محدوده روابط سرمایه داری نیز در راه بهبود شرایط کار و زندگی کارگران و زحمتکشان، کاهش نابرابری های اجتماعی و فشار و ستم مبارزه کند و از دخالت روز افزون جنبش های کارگری و نهادهای سندکایی، صنفی و دموکراتیک در اشکال گوناگون پشتیبانی کند.
۷- لغو مجازات اعدام و ممنوعیّت هرگونه شکنجه و مجازات مغایر با منزلت انسانی.
۸- جدایی دولت و دین به این معنا که در جمهوری آینده سه قوای اجرایی، قضایی و قانون‌گذاری مستقل و منفک از دین و شریعت و روحانیت عمل کرده و خودمختار اند؛ قانون اساسی و دیگر قوانین جاری در کشور به احکام دینی و شریعت ارجاع نمی‌دهند؛ دین رسمی وجود ندارد؛ همه‌ی شهروندان صرف‌نظر از اعتقادات دینی یا غیر دینی‌شان از حقوق برابر برخوردارند و همه‌ی عقاید در جامعه، چه دینی و جه غیر دینی، آزاد اند.
۹- عدم تمرکز قدرت در اداره‌ی کشور. خود‌مدیریت مردمان در محل‌ها و مناطق از طریق مجالس دموکراتیک خود. اتحاد چپ ایران خواهان جمهوری ای فدرال است که شکل و مضمون آن را ملیت های ایران در چندگانگی شان در رایزنی با هم به صورتی آزاد و دموکراتیک تعیین خواهند کرد.
۱۰- پاسداری از محیط زیست و منابع طبیعی و کاهش آلودگی ها به عنوان شرط و معیار بهزیستی و رشد پایدار. جایگزینی منابع انرژی و تولید حامل های انرژی پایدار به جای حامل های فسیلی.
۱۱- صلح و همزیستی مسالمت آمیز در خاورمیانه ای مبرا از سلاح های هسته ای.
برای جهانی دگر
اتحاد چپ ایران، به عنوان سازمانی سوسیالیستی، در سطح جهانی و در همبستگی و همراهی با جنبش های جهانی، برای شکل دهی به جهانی دِگر مبارزه می گند. جهان امروز ما به دنیایی پر تعارض و تضاد تبدیل شده است. با جهان استعماری سده‌ی‌ نوزده و یا جهان دو ابرقدتی سده‌ی بیستم در بسی جهات متفاوت است. از شرق آسیا تا جنوب قاره آمریکا، کشورهایی چون چین، هند و برزیل به جرگه‌ی قدرت‌های بزرگ وارد شده اند. قدرت‌های بزرگ سنتی چون ایالات متحده آمریکا و اروپای غربی، گرچه از جهت اقتصادی، سیاسی و نظامی همواره بر جهان اعمال نفوذ و قدرت‌ می‌کنند، اما سیادت تاریخی پیشین‌شان به چالش کشیده شده است. از سوی دیگر، کشورهای متوسط و کوچک بیش از پیش در راستای منافع و اقتدار خود در منطقه و جهان ایفای نقش و قدرت می‌کنند. از این‌رو ما امروز با پدیدارِ نوین جهانی چند قطبی‌ رو به رو هستیم. امروزه، جهانی‌شدن به‌ویژه در گستره اقتصادی تبدیل به واقعیتی انکار‌ناپذیر شده است. این جهانی شدن اما، خصلتی به شدت سرمایه دارانه و در نتیجه ناعادلانه برای بشریت دارد زیرا که به رهبری قدرت‌های بزرگ مالی و اقتصادی جهان در جهت اقتدار و منافع اقلیتی کوچک، ‌بدون مشارکت و مداخله‌ی دموکراتیک اکثریت عظیم مردمان جهان انجام می‌پذیرد. ما نمی توانیم سیستم جهانی کنونی را بپذیریم که در آن ۱۰% جمعیت دنیا ۸۶% منابع را در اختیار دارند و ۱% جمعیت جهان هم چنان ۴۶% همین منابع را در تصاحب خود گرفته اند. امروزه جنبش‌های اجتماعی برای جهانی شدنی از نوع دیگر با خصلتی انسانی و غیر سرمایه دارانه در گستره‌ گیتی در حال شکل‌ گیری اند. این جنبش‌ها برای تغییر مناسبات حاکم کنونی بر جهان، برای عدالت اجتماعی، برابری و بهزیستی مردمان جهان، برای مشارکت شهروندان جهان در تعیین سرنوشت خود بدون سلطه‌ی قدرت‌های بزرگ مالی و دولتی و سرانجام برای پاسداری از محیط زیستی که در حال نابودی است تلاش و پیکار می‌کنند. اتحاد چپ ایران در هم راهی و هم کوشی با این جنبش ها برای جهانی دِگر مبارزه می کند.
-----------
(۱) سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران.
(۲) مانیفست کمونیست (کارل مارکس - فردریک انگلس)

برگشت به صفحه اول