مقالاتی در باره چپ ایران ..... »   نادر عصاره

" هر نیروی سیاسی را مفاهیم، ارزش ها، ارزیابی ها و چشم انداز، اهداف، روش ها، تشکل و اقدامات اصلی آن تعریف می کند. گفتمان آن نیرو همگرائی میان افراد و احاد خود را ایجاد و اتحاد آن، آن را به نیروی تحول سیاسی تبدیل می کند. چپ ایران، و مشخصا گرایشی از چپ که تحول دموکراتیک درایران را امر مقدم می داند، بعنوان یک جمع، در مقولات نامبرده ناروشنی و اختلاف دارد. "


جایگاه چپ در جامعه و سیاست ایران ..... »   سهراب مبشری

"تلاش سازمان اتحاد فداییان برای گشودن باب مباحثی درباره جایگاه چپ در جامعه و سیاست ایران، با ارزش است. شما پرسشهایی در دو دسته طرح کرده اید که من ترجیح می دهم به برخی از پرسشهای دسته نخست پیرامون گفتمان چپ بپردازم. از نظر من این بحث مقدم است بر دسته دیگر پرسشها که به راه حل های عملی غلبه بر پراکندگی سازمانی چپ ایران مربوط می شود. پراکندگی سازمانی، معلول ناروشنی چهره چپ است.
"


افولِ «گفتمانِ چپ» در ایران ..... » رضا پرچی زاده

" دوم، چپِ سنتی در ایران بیش از اینکه از مارکسیسمِ کلاسیک الهام گرفته باشد، تحتِ تاثیرِ لنینیسم/مائوئیسم بوده است. برای درکِ این حقیقت که چرا تاثیرپذیریِ عمده چپِ سنتی در ایران از لنینیسم/مائوئیسم به جای مارکسیسمِ کلاسیک از نقائصِ این گفتمان به شمار می آید، باید به اختصار به افتراقِ این دو جریانِ شبیه/متفاوت از سَلَفِ شان بپردازیم. بدون مقدمه-چینی، در جایی که تا پیش از مارکس فلسفه معمولا درگیرِ «شناختِ» (cognition) کائنات از طریقِ «مشاهده» (observation) یا «مکاشفهِ» (intuition) «ماوراء-محور» (metaphysical) بود؛ پس از مارکس فلسفه به طورِ عمده به ابزاری برای شناختِ «مادیِ» (materialistic) کائنات و سپس ایجادِ «تغییر» در آن تبدیل شد. "


شکست "چپ"! نه بحران "چپ"؟ ..... » نقی حمیدیان

" گره اصلی وضعیت چپ ایران در مشکلات تشکل و پراکندگی آن خلاصه نمی‌شود. گره حتا در حوزه سیاست و اتخاذ مواضع صحیح و پاسخگو به اوضاع سیاسی و اجتماعی حاکم بر کشور نیست. گرچه چنین چپی گاهاً توانست مواضعی اتخاذ کند و روش‌هائی در پیش بگیرد که پر جاذبه باشد و انظار بخش‌هائی از توده‌های مردم را به سوی خود جلب کند. اما این چپ، بدون شناخت از ماهیت ضد دموکراتیک جهان‌بینی‌اش قادر نخواهد بود افق‌های نوین‌ و مبتکرانه‌ای در مقابل خود بگشاید و نهایتاً راهی برای خروج از بن بست و نجات خود بیابد! "


پاسخ به نقی حمیدیان ..... » دامون سروی

"حمیدیان شکست را به معنی نابودی گرفته و آنگاه پرچم عدالت خواهی را از کمونیستها ستانده به کسانی می دهد که عمومن چنین ادعایی نداشته اند. هنوز هم در ایران ، با احترام، به تلاشهای "چپ سنتی" نگاه می شود( البته از ادبیات جمعت موتلفه و رهبر معظم شان نمی گویم که چاشنی هر سخنرانی شان مرگ چپ است. "


چپ آن است که خود می گويد! ..... » ف. تابان

"ج. بخش ديگری «شکست سوسياليسم واقعا موجود» را به گردن «خيانت» يکی دو تن می اندازند و نمی خواهند بپذيرند که آن سيستم – که زمانی شکست ناپذير اعلام می شد - اشکالات بسيار اساسی ای داشت که متلاشی شد. اين دسته با چنين نحوه ی برخوردی احتياج زيادی هم به تجديدنظر در تئوری ها و نظرات و راهی که پيموده شد، ندارند. آن ها متاسفانه در سطح «مارکسيسم – لنينسم» دهه ها قبل متوقف شده اند و کمتر کمکی به تکامل ايده های سوسياليستی می کنند. "


مشاهده چپ از دريچه تئوريك – تاريخي ..... » فريبرز ستاري

"فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و ناكارآمدي سيستم سوسياليسم دولتي را نمي توان پايان تاريخ انديشه چپ تصور نمود . از آنجا كه انديشه ها زوال نمي يابند بلكه در قالب و اندازه اي ديگر خود را ترميم مي نمايند . آيا اين ترميم عليرغم تجارب تلخ و شيرين در كشورمان قابل زايش خواهد بود ؟ زايشي كه برخوردار از احتمال نقش آفريني در عرصه سازمانگري طبقات و اقشار مخاطب باشد ؟ من از ميان محورهاي گوناگون ذيل دو پرسش اساسي علت عدم وجود يك گفتمان روشن و مشترك در چپ ايران را برگزيدم تا در تطبيق دو نحله چپ سنتي و چپ دمكرات استنباط خود را بيان دارم . "


چپ: گذشته و آینده ..... » احمد هاشمی

"با فرو پاشی "سوسیالیزم واقعا موجود" لینینیزم به عنوان یک تجربه تاریخی شکست خورد اما مارکسیزم به مثابه مدل ایدئولوزیک چپ باقی ماند. سوسیال دموکر اتها بعد از جنگ جهانی دوم بخصوص در دهه هفتاد و آغاز سالهای هشتاد در کشور های مختلف حکومت را در اختیار داشتند . در سایه رشد تکنیک و تولید انبوه ( رشد اقتصادی) و گسترش مصرف گرایی دولت رفاه اجتماعی شکل گرفت. "


چپ ایران و ارزیابی نادرست از یک شکست تاریخی ..... » م. چشمه

" با فروپاشی اردوگاه شوروی و شکست "سوسیالیسم عملاً موجود" و تغییر در نظام اجتماعی چین از یک اقتصاد سوسیالیستی بیک اقتصاد سرمایه داری، ما با یک شکست تمام عیار ایدئولوژیک یعنی شکست مارکسیسم – لنینیسم و دنبالچه های آن مائوئیسم، تروتسکیسم و کاستریسم روبرو هستیم. بسیاری از چپهای ایران اگرچه با لنینیسم و مائوئیسم وداع کرده اند، اما مارکسیسم بزعم آنها بعنوان یک جهان بینی "علمی" که قانونمندی تحول تاریخی جوامع را بدرستی پیش بینی میکند، هنوز حالت تقدس دارد. "


چپِ دگر در برابر سه پرسش بنیادین ..... » شیدان وثیق

" «سیاست واقعاً موجود»، چه در گذشته و چه امروز، با هر ایدئولوژی، ساختار و شیوه‌ای، بویژه در اشکال جپ و مارکسیستی آن‌ها، همواره برای تصرف قدرت و حکومت کردن ساخته، پرداخته و ایجاد شده‌اند. «سیاست واقعاً موجود» یا «سیاست» آن‌چنان که امروزه به واقع، از راست تا چپ، هست و عمل می‌کند، همواره با «دولت» و «قدرت حاکمه»، همواره با «حکومت کردن بخشی قلیل و تحت حاکمیت قرار گرفتن بخشی عظیم»، همواره با امر اختصاصی کاستی یا اشرافیتی سیاسی ولو انتخابی و به نمایندگی از توده، عجین بوده و می‌باشد. "


تجهیز به یک نظریه گذار سوسیالیستی ..... » علی پورنقوی

" می خواهم تأکید کنم که آنچه امروز برای چپ در "عرقریزان نظری" اش اهمیت مقدم دارد نیل به یک چشم انداز و آن هم نیل به چشم اندازی برای گذار به سوسیالیسم است. این هم جز با نقد و نگاهی اثباتی بر تمام تجربه چپ در قرن گذشته حاصل نخواهد شد. گفتن ندارد که برای من و تو، با سابقۀ مارکسیست – لنینیستی مان، این نقد اثباتی در اساس به معنای نقدی اثباتی از مارکسیسم – لنینیسم است. "


این شعله خاموشی نمی گیرد ..... » پویان . ف

" چپ ریشه دارد. تاریخ دارد و قطعا نمی تواند بدون آن دست به بازسازی خود بزند. این تاریخ برایش سرمایه اجتماعی است و چه خوب است که با برخوردی رادیکال و البته خوانشی انتقادی از تجربیات گران بهای این 100-150 سال در جهان و در ایران استفاده کند. "


در خواست تازه - مقاله در باره چپ ..... » نادر عصاره

"با توجه به اهمیت ادامه این بحث، که برای چپ و برای کل اپوزیسیون ایران مهم می باشد، و برای چون و چرا در پیشنهادات به پیش کشیده شده و در واقع پیگیری بحث برای جلو رفتن و نزدیک شدن به مسائل اصلی مشترک و مورد توجه عمومی، پرسش هایی از میان اظهار نظرات در مقالات، مطرح می کنم.
"


پاسخ به دو سئوال در رابطه با چپ ..... » محمد اعظمی

" دومين عامل که در تکميل عامل نخست و در خدمت تشديد و تعميق آن عمل کرده است، مشکلاتي است که به درک و دريافت ما از ايدئولوژي باز مي گردد. اين نوع نگاه به ايدئولوژي، گر چه مختص جريانات چپ ايران نبوده است، اما در کشور ما به معجون عجيبي تبديل شد. جريانات چپ کشورمان که وارث سنت هاي مذهبي و استبدادي جا افتاده اي بودند، ذهن خود را با پذيرش مکتبي، که از آن مذهب جديدي ساخته بودند، تغيير دادند. "